به گزارش سراج24؛ علی حسن حیدری، کارشناس و تحلیلگر مسائل اجتماعی؛ نوشت: مدرسه و دانشگاه نقطهای هستند که در آن بخشی از ظرفیت انسانی کشور ساخته میشود؛ ظرفیتی که چند سال بعد باید مسئولیت علم، اقتصاد، فرهنگ، فناوری، جامعه و دفاع از کشور را بر عهده بگیرد. به همین دلیل، مسئله اصلی پیام، امروز دانشآموز و دانشجو نیست؛ فردای کشوری است که قرار است به دست همین نسل اداره شود.
این تأکید را باید در نسبت با مسائل واقعی کشور دید و خوانش کرد. ایران برای عبور از فشارها و پیچیدگیهای موجود، بیش از هر چیز به انسانهای توانمند نیاز دارد. کشوری که با مسائل اقتصادی، علمی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی روبهروست، نمیتواند آینده خود را صرفاً با تکیه بر امکانات موجود تضمین کند. بخشی از قدرت آینده در کلاسهای امروز ساخته میشود. از همین منظر است که پیام بر علم، مهارت، درست اندیشیدن، ابتکار و خودافزایی تأکید میکند. مسئله فقط این نیست که نسل جدید چه میخواند؛ مسئله این است که از آنچه میآموزد، چه تواناییای برای حل مسائل واقعی کشور به دست میآورد.
این جا یکی از مهمترین تفاوتهای این پیام با یک توصیه معمول آموزشی آشکار میشود. دانش به خودی خود پایان مسیر نیست. «دانستن» باید به «توانستن» برسد. دانشآموزی که فقط محفوظات بیشتری دارد، الزاماً مسئلهحلکننده بهتری نیست. دانشگاهی که صرفاً مدرک تولید کند، الزاماً ظرفیت ملی تولید نمیکند. تأکید بر درست فکر کردن و ابتکار، در واقع توجه به همین فاصله است؛ فاصله میان آموزش و توانایی، میان اطلاعات و قدرت تحلیل، و میان مدرک و مهارت.
در کنار علم، پیام بر اخلاق و تقوا نیز تأکید میکند. این تأکید را نباید به معنای قرار دادن علم و ایمان در برابر یکدیگر فهمید. منطق پیام بر ترکیب آنها استوار است. دانش بدون مسئولیت، لزوماً به حل مسئله منجر نمیشود و توانایی بدون اخلاق میتواند در مسیرهای متفاوتی به کار گرفته شود. از این رو، انسان مطلوب در این پیام هم باید بداند و هم بتواند؛ هم قدرت تحلیل داشته باشد و هم نسبت به جامعه و کشور خود احساس مسئولیت کند.
در همین نقطه، موضوع هویت وارد روایت میشود. پیام از یک سو نسل جدید را به عبور از مرزهای دانش و رسیدن به قلههای علمی دعوت میکند و از سوی دیگر بر زبان، هویت ملی، عزت و استقلال فرهنگی تأکید دارد. این دو گزاره در کنار هم قرار گرفتهاند تا تصویری از پیشرفت ارائه شود که در آن، حرکت به سمت آینده به معنای گسستن از ریشهها نیست. پیشرفت علمی زمانی به سرمایه ملی تبدیل میشود که با هویت و اعتماد به تواناییهای خود همراه باشد.
اشاره به شهدا نیز در همین چارچوب قابل فهم است. پیام نمیخواهد آغاز سال تحصیلی تنها با تصویر کلاسهای شاد و شروع دوباره درس معنا شود؛ جای خالی دانشآموزان، دانشجویان، معلمان و استادانی را نیز یادآوری میکند که در جنگ جان خود را فدای و امنیت کشور و ملت کردند. اهمیت این بخش در آن است که شهیدان از یک خاطره تاریخی به یک پیوند نسلی تبدیل میشوند. همان نسلی که روزی پشت همین نیمکتها نشست، بعدها مسئولیتهایی را بر عهده گرفت و در دفاع از کشور قرار گرفت. نسل امروز نیز در همان مسیر تاریخی، با شرایط و مسئولیتهای متفاوت خود، قرار گرفته است.
اما شاید مهمترین نکته پیام، توجه به معلم و استاد باشد. اگر قرار است درباره آینده نسل جدید سخن گفته شود، نمیتوان سازندگان این نسل را نادیده گرفت. تکریم معلم صرفاً با مراسم و تقدیرنامه تحقق پیدا نمیکند. تصریح پیام درباره وضعیت معیشتی معلمان و استادان، موضوع را از سطح شعار خارج میکند و به یک مسئله واقعی سیاستگذاری پیوند میزند: کیفیت تربیت نسل آینده، با جایگاه و شرایط زندگی تربیتکنندگان آن بیارتباط نیست.
در مجموع، پیام آغاز سال تحصیلی را میتوان یک زنجیره بههمپیوسته دانست، که آینده ایران به نسل جدید وابسته است؛ نسل جدید باید توانمند تربیت شود؛ توانمندی بدون علم ممکن نیست؛ علم بدون مهارت و ابتکار کافی نیست؛ توانایی بدون اخلاق و مسئولیت کامل نیست؛ پیشرفت بدون هویت پایدار نیست؛ و تربیت این نسل بدون معلم و استاد امکانپذیر نیست. از این منظر، مدرسه و دانشگاه فقط بهانه آغاز یک سال تحصیلی نیستند؛ بلکه یکی از مهمترین عوامل و نقاط ساختن و آغاز آینده کشورهستند.



